
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:غریب مادردر وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
اسفند 1388
اردیبهشت 1388
دی 1387
مهر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
قالب مولا-نسخه۱
(بلاگفا )
قالب قالب شهید-نسخه۱ (
بلاگفا)
قالب بی یاور-نسخه۱ ( بلاگفا
)
قالب مولا-نسخه۲ ( بلاگفا )
دیدن نمونه دریافت کد
قالب قالب
شهید-نسخه۲ ( بلاگفا )
دیدن نمونه دریافت کد
قالببی یاور-نسخه۲ (
بلاگفا )
دیدن نمونه دریافت کد
قالب ربیع-نسخه۱ ( بلاگفا )
دیدن نمونه دریافت کد
اسلام![]()
دانلود مداحي_1![]()
صفحه ی ویژه ارباب مهدی(عج)![]()
بر دشمن صاحب الزمان لعنت........![]()
عکس های حرم و........![]()
مقام صديقه كبري فاطمه زهرا(س)![]()
جبهه وجنگ![]()
گلزار بقبع![]()
امام حسین (ع)![]()
احادیث علایم ظهور![]()
کتاب خانه سایت![]()
كرامات حضرت مهدي (عج)![]()
گالري عكس شهدا![]()
دانلود کتاب های استاد مطهری![]()
شهادت امام صادق (ع)![]()
دانلود مداحي 2![]()
مرحوم سيد جواد ذاكر![]()
دانلود قرآن مجيد![]()
در محضر شیخ رجب علی خیاط![]()
دانلود مداحي 3![]()
شيخ علي اكبر تهراني![]()
سخنراني سياسي![]()
عذابهای جهنم![]()
زندگی نامه حضرت عباس (ع)![]()
امام جواد (ع)![]()
سخنراني های مذهبی از علمای بزرگ![]()
شهادت ائمه اطهار (ع)![]()
امام محمد باقر (ع)![]()
دانلود هاي مداحي ويژه ماه محرم![]()
عيد غدير خم![]()
ويژه محرم![]()
قالب مذهبي![]()
حضرت زینب (س)![]()
مداحي هاي 85.1![]()
شعر هاي مذهبي![]()
مداحي 86![]()
سبز سبزم ریشه دارم
درود بر تو ای حجت خدا و فرزند حجت او درود بر تو ای کشته راه خدا و زاده کشته شده راه خدا درود بر تو ای ثار الله ای آنکه خون تو و پدر تو را در راه خدا ريختند و خدا خونخواه و خونبهای شماست درود بر تو ای فرد بي مانند در آسمان و زمين گواهم به اينکه خون پاک تو آرميده در بهشت جاويد و لرزيده برای آن سايه های عرش و گريه کرد برای او تمام مردم و گريست برای او هفت طبقه آسمان و زمين هفتگانه و آنچه در آنهاست و ميان آنهاست و هرکه و هرچه در بهشت و دوزخ است و هرچه ديده شود و ديده نشود يعنی آنچه پديد آيد و آنچه پديد نيايد همه آفريده پروردگار ماست گواهی مي دهم که تو حجت خدائی و فرزند حجت خدا گواهم به اينکه تو کشته راه خدا و زاده کشته راه او و گواهم به اينکه تو خون خدائی و فرزند خون خدا و گواهم به اينکه تو را خونخواه خداست و توئی فرد بي مانند در آسمان و زمين و گواهم به اينکه تو تبليغ کردی و خيرخواهی نمودی وفاداری کردی و ادای حق نمودی و جهاد کردی در راه خدا و درگذشتی از جهان با رتبه عالی شهادت و شهادت جو در حاليکه گواه و مشهود و منظور خدای جهان بودی من بنده خدا و مولای توام در طاعت تو و وارد بر تو خواهش دارم منزلت کامل را نزد خدا و پايداری و ثابت قدم در هجرت به آستان تو و راه و روشی که بدون تو خلجان نکند از وارد شدن در کفالت تو که بدان دستور دادم هر که خدا خواهد به شما آغاز مقصد مي نمايد خداوند دروغ را آشکار مي کند و به وسيله شما دور کرد دوران گزند بني اميه را و بواسطه شما خدا درهای خير و رحمت به روی خلق مي گشايد و به وجود شما خدا ختم امور خواهد کرد و بواسطه شما خدا هرچه خواهد محو و نابود و اثبات کند و به شما بازگرداند طوق خواری را از گردن ما بوسيله شما دريابد خدا خون ناحق هر مؤمن را که در طلب خونخواهی برآيند و به وجود شما بروياند زمين درختانش را و بوسيله شما زمين مي روياند ثمره و ميوه هايش را و به وجود شما فرود آرد خدا از آسمان باران را و روزی شما را و بواسطه شما برطرف کند خدا گرفتاری را و به سبب شما ببارد خدا باران را و به شما ثناگوست زمين که بدنهای شما را بر دوش دارد و پايدار مي گردد کوه هايش به وسيله سنگرهای آن اراده و خواست خدا که تقدير امور خلق است به سوی شما از آسمان مشت او فرود آيد و صدور يابد از خانه های شما و صادر مي شود برای خلق فرامين و احکام بندگان و آنچه از مقام اجمال تفضيل يافته لعن و نفرين باد بر امتی که شما را کشت و امتی که با شما به مخالفت برخاست و ملتی که منکر ولايت شماست و ملتی که بر عليه شما پشتيبان و کمک دشمن کرد و ملتی که حاضر در جبهه بود و در راه شما شهادت نخواست حمد خدا را که قرار داد آتش دوزخ را جايگاه آنها و چه بد منزلگاهی است چه بد مأوا و مسکنی است برای واردشدگان سپاس و ستايش مخصوص پروردگار جهانيان است و درود خدا بر تو ای ابا عبدالله من به سوی خدا از هر که مخالف توست بيزارم درود بر تو ای فرزند رسول خدا درود بر تو ای زاده اميرالمؤمنين درود بر تو ای فرزند حسن و حسين درود بر تو ای فرزند خديجه کبری و فاطمه رحمت خدا بر تو لعنت بر کسيکه تو را کشت من بدرگاه خدا از آنان بيزارم درود بر شما درود بر شما درود بر شما کامياب شديد قسم به خدا کامياب شديد به خدا رستگار شديد به خدا سوگند. ای کاش من هم با شما بودم رستگار مي شدم به فوز بزرگ |
[+]
نوشته شده توسط مجنون الحسین عليه السلامدر 11:42 قبل از ظهر
|
|
سبز سبزم ریشه دارم

1.چگونه با چيزی که خود در وجودش نيازمند توست ، برای وجود تو دليل آورده شود؟
آيا چيزی هست که آشکارتر از تو باشد تا وسيله آشکار کردن تو باشد؟ کی پنهانی تا
نيازمند دليلی باشی که بر تو دلالت کند؟ و کی دوری تا آثارت وسيله رسيدن به تو
باشند؟ کور باد آن چشمی که تو را مراقب و نگهبان خود نبيند.
دعاي عرفه ، بحار الانوار، ج ,98 ص (226)
2.چه دارد آن کس که تو را ندارد؟ و چه ندارد آن که تو را دارد؟ آن کس که به جاي
تو چيز ديگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زيان کرده است .
دعاي عرفه ، بحار الانوار، ج ,98 ص (228 )
3 .کسانی که رضايت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص (239 )
4 .هيچ کس روز قيامت در امان نيست ، مگر آن که در دنيا خداترس باشد. .
بحار الانوار، ج ,44 ص (192 )
5 .خداوند متعال فرموده است : "مردان و زنان مؤمن دوست يکديگرند، امر به نيکی و
نهی از بدی مي کنند". خداوند نخست امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان يک
فريضه از سوی خودش ذکر کرده است ، زيرا او آگاه است که اگر اين وظيفه اجرا شود،
وظايف ديگر همه ، چه سخت و چه آسان انجام مي گيرد، زيرا امر به معروف و نهی از
منکر دعوت به اسلام مي کند و حقوق ستم ديدگان را بازمي ستاند و با ستمگران به
مخالفت برمي خيزد...
تحف العقول ، ص (237 )
6 . ای مردم ! رسول خدا فرمود: هر کس سلطان زورگويی را ببيند که حرام خدا را حلال
نموده ، پيمان الهی را مي شکند و با سنت و قوانين رسول خدا از در مخالفت درآمده
و در ميان بندگان خدا، راه گناه و معصيت و ستم و دشمنی را در پيش مي گيرد، ولی
با عمل يا سخن اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که او را در محل و جايگاه آن
سلطان ظالم قرار دهد.
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص (234 )
7 .مردم برده و بنده دنيا هستند، و دين لعابی است که تا وسايل زندگی فراهم است ، به
دور زبان مي گردانند، ولی وقتی دوران آزمايش فرا رسد، دينداران کمياب مي شوند.
بحار الانوار، ج ,78 ص (117 )
8.کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، ديرتر به آروزيش مي رسد و زودتر به
آنچه مي ترسد گرفتار مي شود .
بحار الانوار، ج ,78 ص (120 )
9.آيا نمي بينيد که به حق رفتار نمي شود و کسی از باطل نهی نمي کند، پس بخواهد مؤمن
ديدار خدا را ، در حالی که بر حق باشد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (116 )
10.به درستی که من مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگی با ستمکاران را جز محنت
نمي دانم .
تحف العقول ، ص (245 )
11.مصيبت و گرفتاری شما از همه مردم بيشتر است ، زيرا مقام و مسند دانشمندان - اگر
بفهميد ( يا بنابر فرض اين که لياقت آن را داشته باشيد ) - از دست شما گرفته
شده است و اين مصيبتها بدان جهت است که رتق و فتق امور و اجرای احکام بايد به
دست دانشمندان خداشناسی باشد که بر حلال و حرام خدا امينند. اما اين مقام و
منزلت از شما گرفته شده ، بدان جهت که شما از حق کناره گيری کرديد و با وجود
دليلهای آشکار و واضح در سنت پيغمبر اختلاف کرديد. اگر شما در برابر آزار و
اذيت صبر و مقاومت مي کرديد و رنج و سختی را در راه خدا به جان مي خريديد، امور
الهی در دست شما قرار مي گرفت و منشأ و مرجع آنها شما بوديد. ولی شما ستمکاران
را بر مقام خود مسلط کرديد و امور الهی را به دست آنها سپرديد، در حالی که آنان
به شبهات عمل مي کنند و شهوترانی را پيشه خود قرار داده اند. و آنچه موجب قدرت
ستمکاران در اين امور شده ، فرار شما از مرگ و دلخوشی به اين زندگی ناپايدار
است ...
تحف العقول ، ص (238 )
12.خداوندا، تو آگاهی که آنچه انجام داديم ، نه برای رقابت در کسب جاه و مقام بود و
نه برای چيزهای پوچ و بيهوده دنيا، بلکه برای اين بود که نشانه های راه دينت را
ارائه دهيم و (مفاسد را) در شهرهای تو اصلاح کنيم تا بندگان مظلوم تو در امنيت و
آسايش باشند و به احکام تو عمل کنند.
تحف العقول ، ص (239 )
13.به درستی که من بيهوده ، گردنکش ، ستمگر و ظالم حرکت نکردم ، بلکه برای اصلاح در
امت جدم محمد (ص ) حرکت کردم و مي خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به
روش جدم محمد (ص ) و پدرم علی بن ابي طالب (ع ) رفتار کنم .
بحار الانوار، ج ,44 ص (329 )
14.اگر دنيا باارزش شمرده شود، منزل آخرت و دار ثواب الهی باارزشتر و والاتر است .
و اگر بدن و جسم انسانها برای مرگ آفريده شده ، به خدا سوگند کشته شدن انسان با
شمشير (شهادت ) بهتر است .
و اگر رزق و روزی موجودات تقسيم شده و مقدر گرديده ، زيباتر و نيکوتر آن است که
انسان در طلب رزق و روزی کمتر حرص داشته باشد.
اگر جمع کردن اموال برای ترک کردن آن است ، چرا انسان آزاده نسبت به اين چيزی
که ترک کردنی است بخل بورزد.
بحارالانوار، ج ,44 ص (374 )
15.وای بر شما ای پيروان آل ابي سفيان ، اگر دينی نداريد و از معاد و روز قيامت
نمي ترسيد، پس لااقل در دنيا آزاده و جوانمرد باشيد.
بحار الانوار، ج ,45 ص (51 )
16.عده ای از روی طمع عبادت خدا مي کنند، اين عبادت سوداگران است ، و جمعی از ترس
بندگی خدا مي کنند، اين عبادت بردگان است ، و برخی به انگيزه شکر خدا را عبادت
مي کنند، اين عبادت آزادمردان و بهترين عبادتهاست .
بحار الانوار، ج ,78 ص (117 )
17.آگاه باشيد که يکی از نعمتهای الهی بر شما حاجات و نيازهای مردم به شما است ،
پس از اين نعمتها بيزار نشويد که برمي گردند و به جای ديگر مي روند.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
18.ای مردم ، عبرت بگيريد از آن نکوهشهايی که خداوند به منظور پند و اندرز دوستانش
از علمای يهود کرده است ، آن جا که مي فرمايد: "چرا روحانيون و علمای آنها (يهود)
را از سخنان گناه آلود جلوگيری نکردند؟" و فرموده : "آن گروه از بني اسرائيل که کافر
شدند، (به زبان داوود و عيسی بن مريم ) لعنت شدند"، تا آن جا که مي فرمايد: "چه
کارهای ناپسندی که انجام مي دادند". بدين جهت خدا بر آنان عيب گرفت که از
ستمگرانی که در برابرشان بودند، فساد و اعمال ناروا مي ديدند و آنان را منع
نمي کردند، چون به آنچه از ستمگران به آنان داده مي شد، چشم طمع داشتند و از عواقب
اعتراضها بيم داشتند، با اين که خداوند فرموده : "از مردم نترسيد، از من بترسيد"،
و نيز فرموده : "مردان و زنان مؤمن دوست يکديگرند، به نيکی امر و از بدی نهی
مي کنند".
تحف العقول ، ص (237 )
19.کسی که برای جلب رضايت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او
را به مردم وامي گذارد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (126 )
20.بترس از ستم کردن بر کسی که به جز خدا ياوری ندارد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (118 )
21.کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد مي کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو
تعريف و تمجيد مي کند.
بحار الانوار، ج ,78 ص (128 )
22 .عقل کامل نمي شود مگر با پيروی از حق .
بحار الانوار، ج ,78 ص (127 )
23.همنشينی با فاسقان انسان را در معرض اتهام قرار مي دهد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (122 )
24.گريه از روی ترس از خدا، موجب رهايی از آتش است .
مستدرک الوسايل ، ج ,11 ص (245 )
25.مردی نزد امام حسين (ع ) آمد و گفت : "من مردی گناهکارم و از معصيت پرهيز نمي کنم ،
مرا پند و اندرز بده ". امام حسين (ع ) فرمودند: "پنج کار انجام بده و هر چه
مي خواهی گناه کن . اول : روزی خدا را نخور و هر چه مي خواهی گناه کن . دوم : از ولايت
و حکومت خدا خارج شو و هر چه مي خواهی گناه کن . سوم : جايی را پيدا کن که خدا تو
را نبيند و هر چه مي خواهی گناه کن . چهارم : وقتی عزرائيل برای گرفتن جان تو مي آيد،
او را از خود دور کن و هر چه مي خواهی گناه کن . پنجم : وقتی مأمور و مالک جهنم
مي خواهد تو را در آتش بيندازد، در آتش نرو و هر چه مي خواهی گناه کن .
بحار الانوار، ج ,78 ص (126 )
26.از کاری که بايد از آن پوزش خواست حذر کن که مؤمن بدی نمي کند و عذر نمي خواهد و
منافق هر روز بدی مي کند و معذرت مي خواهد.
تحف العقول ، ص (248 )
27.عجله کردن ، کم خردی است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (122 )
28.به هيچ کس تا سلام نکرده اجازه ندهيد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (117 )
29.يکی از نشانه های جهل و ناداني ، نزاع و جدال با غير اهل فکر است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (119 )
30.از نشانه های عالم ، نقد سخن و انديشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (119 )
31.از امام حسين (ع ) پرسيدند: يا ابن رسول الله روزگار را چگونه مي گذراني ؟ فرمودند:
روزگار را در حالتي مي گذرانم که پرودگار بزرگ ناظر بر اعمال من است و آتش
جهنم را در پيش روی خود مشاهده مي کنم . مرگ در تعقيب من است و از گير حساب
بازپسين رهايی ندارم و در گرو اعمال خويشتن مي باشم . آنچه دلم بخواهد، نمي شود و
قدرت دفع مکروهی از خويشتن ندارم . کارها در دست ديگری است ، اگر اراده کند
عذابم فرمايد و اگر بخواهد، مورد عفوم قرار مي دهد. بنابر اين کدام مسکين است که
از من درمانده تر باشد؟
بحار الانوار، ج ,78 ص (116 )
32.کسی که بخشش کند، آقا و بزرگوار مي شود و کسی که بخل بورزد، خوار و پست مي شود.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
33.بخشنده ترين مردم کسی است که به کسی بخشش کند که انتظار آن را ندارد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
34.کسی که گرفتاری و اندوه مؤمنی را برطرف کند و او را آسوده کند، خداوند گرفتاري
و اندوه دنيا و آخرت را از او رفع مي کند.
بحار الانوار، ج ,78 ص (122 )
35.وقتی شنيدی که کسی به عزت و آبروی مردم تعرض مي کند، سعی کن که تو را نشناسد.
بلاغة الحسين ، ص (284 )
36.حوائج خود را از کسی درخواست نکن ، مگر از فرد متدين يا جوانمرد يا شريف و
نجيب .
بحار الانوار، ج ,78 ص (118 )
37.مانند کسی عمل کن که به مجازات در مقابل گناه و پاداش در مقابل نيکی اعتقاد
دارد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (127 )
38سلام کردن هفتاد حسنه و پاداش دارد که 69 حسنه برای کسی است که سلام مي کند و يک
حسنه برای کسی است که جواب سلام را مي دهد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (120 )
39.اگر حوادث سه گانه فقر، مرض ، مرگ نمي بود، بني آدم در برابر هيچ چيز سر فرود
نمي آورد.
نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص (80 )
40.بهای شما چيزی جز بهشت نيست ، پس خود را به غير آن مفروشيد، زيرا هر کس به
دنيا راضی گردد ( هدفش فقط رسيدن به دنيا باشد ) به چيزی پست راضی شده است .
بلاغة الحسين (ع )، ص (308 )
41.شکر نعمتهای گذشته موجب مي شود که خدای متعال نعمتهای تازه ای به انسان لطف کند.
نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص (80 )
42.امين مپندار مگر آن کس را که از خدا بترسد.
بلاغة الحسين (ع )، ص (292 )
43.از حضرت پرسيدند فضيلت چيست ؟ فرمودند: "مالک زبان بودن و بذل نيکي ".
بلاغة الحسين (ع )، (332 )
44.ای مردم ، در صفات عالی و پسنديده با يکديگر رقابت کنيد و در به دست آوردن
فرصتهای نيک سرعت نماييد، آن عمل خيری را که در انجامش سرعت نداشته ايد، کاری
شايسته نشماريد، با در آغوش گرفتن شاهد پيروزی سپاس و ستايش ديگران را به دست
آوريد با سستی در کارهای نيک و با تنبلی خويشتن را مورد ملامت قرار ندهيد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
45.اين را دانسته باشيد عاليترين نعمتهايی که خداوند به شما داده است ، احتياجهايی است که
مردم به شما دارند، مراقب باشيد که با بی اعتنايی به نيازمندان ، اين نعمتها را رد نکنيد که
تبديل به نقمت و بلا خواهد شد. بدانيد که کار نيک علاوه بر آن که موجب ستايشگری
مردم است ، به دنبال آن هم پاداش الهی در کار است . اگر ممکن بود که (کار نيک )
را به صورت انسانی ببينيد، او را شخصی خوش رو، بسيار زيبا مشاهده مي کرديد، که
هر بيننده ای از ديدارش لذت مي برد، و چنانچه مي شد (کار زشت ) را به صورت انسان
ببينيد، شخصی زشت و بدقيافه به چشم شما مي آمد که دلها از آن نفرت مي گشت و
چشمها از ديدار روی نحسش فرو بسته مي شد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
46.جوانمردترين افراد کسی است که با داشتن قدرت و دست يافتن بر دشمن خويشتن ، از
او درگذرد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
47.آن کس در صله رحم بهتر است که نسبت به خويشاوندانی که با او قطع رابطه
کرده اند، دلجويی و صله رحم نمايد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
48.اين را بدانيد هر کس بار غمی از دوش مسلمانی بردارد، خداوند اندوه دنيا و آخرت
را از او دور خواهد ساخت ، و هر کس به ديگران نيکی کند، خداوند به او نيکی خواهد
فرمود، زيرا که خدا افراد نيکوکار را دوست مي دارد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (122 )
49.بردباری زينت انسان است ، وفای به وعده ها و عهدها نشانه جوانمردی است ،
پيوند با ديگران نعمت است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (122 )
50.تکبر نوعی خودستايی و خودخواهی بيجاست ، و شتابزدگی در کارها نوعی ابلهی است ،
و ابلهی نشانه ضعف روحی است ، و زياده روی در هر چيز موجب هلاکت است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (122 )
51.آگاه باشيد، جنگ فتنه ای است که ناملايمات آن انسان را به ترس وامي دارد و طعم آن بيش
از حد سخت و بد است که جرعه جرعه نوشانيده مي شود. مرد ميدان و قهرمان کارزار کسی است
که آماده پيکار گردد و با تدارک افراد و ساز و برگ لازم پيش از جنگ از زخم شمشير
دشمن نهراسد، و هر کس در جنگ پيش از رسيدن فرصت و تدارک ساز و برگ و بصيرت
در کار، به ميدان شتافت ، سزد که به قوم و کسان خويش سودی نرسانده باشد، هر چند در دام
هلاکت افتد.
بحار الانوار، ج ,32 ص (405 )
52.شما را به تقوا و خويشتن داری سفارش مي کنم و شما را از روزهای خدا (روز قيامت و
مرگ و...) مي ترسانم و شما را اندرز مي دهم . فکر کنيد به آن هنگام که مرگ با آن
قيافه هول انگيز و آمدن نامطلوب و طعم ناگوارش ، در روح شما چنگ انداخته و ميان
شما و عمل فاصله گشته است ، باز هم در طول عمر به فکر تن پروری باشيد. مي بينم
شما را که مصيبت مرگ ناگهان گريبانگيرتان شده است و شما را از روی زمين به
اندرون مي کشاند و از بلندی زمين به پستی آن مي نشاند و از انس و الفت زمين به
سوی وحشت قبر منتقل مي سازد و از روشنايی و صفای زمين به درون تاريکی و ظلمت قبر
مي برد و از صحنه پهناور آن به تنگنای گور مي کشاند، به آن زندانی که نزديکترين
بستگان هم ملاقات ندارند، به جايی که بيمارش عيادت ندارد و به هيچ ناله و
فريادی پاسخ نمي دهند. خداوند ما و شما را بر مشکلات اين روز پيروز سازد، و ما و
شما را از مجازات آن روز نجات بخشد، و ما و شما را مستوجب پاداش عظيم قرار
دهد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (120 )
53.به شما سفارش مي کنم که تقوا را پيشه خود سازيد، زيرا خداوند ضامن شده است که
افراد باتقوا را از آنچه که مکروه ايشان است ، به آنچه که خوشايندشان است ،
رهنمون شود و "او را از آن جا که فکر نمي کند، روزی دهد".
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
54.مبادا از کسانی باشی که از گناهکاری مردم بر آنان مي ترسد، اما خويشتن از مکافات
عمل خود غافل است ، زيرا خداوند بزرگ از بخشيدن بهشت فريب نخواهد خورد و به اراده خداوند، جز
با فرمان برداريش نمي توان به پاداشهايی که وعده داده است رسيد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (121 )
55.ای فرزند آدم ، دمی بينديش و با خويشتن بگو که پادشاهان جهان و جهانمداران
کجايند؟ آنان که خرابيهای جهان را آباد مي کردند و جويهای آب حفر مي نمودند و
درختان آن را مي کاشتند و شهرهای آن را آباد مي ساختند، به کجا رفتند؟ صاحبان ثروت
از ثروت و همه چيز خود با بی ميلی جدا گشتند و ديگران وارث آن گرديدند، ما نيز
به زودی به آنان خواهيم پيوست .
ارشاد القلوب ، ج 1، ص (29 )
56.ای فرزند آدم ، به ياد آور بستر مرگ و خوابگاه قبر خويشتن را، ياد آور هنگامی را
که در پيشگاه عدالت الهی اعضا و جوارحت به زيانت گواهی خواهند داد، روزی را
به ياد آور که قدمها در آن روز مي لرزد و دلها در تنگنای سينه فشرده مي شود، روزی
که عده ای در آن روسفيد گردند و رازها از پرده برون افتد و ميزان عدالت الهی
برای سنجش نيک و بد به کار افتد.
ارشاد القلوب ، ج 1، ص (29 )
57.ای فرزند آدم ، به ياد آور مردن پدران و فرزندانت را، کجا بودند و اکنون رهسپار
چه جايی شده اند؟ مي بينم که تو نيز به همين زودی به آنان خواهی پيوست و باعث
عبرت ديگران خواهی گشت .
ارشاد القلوب ، ج 1، ص (29 )
58.ما حزب پيروز خداونديم ، ما عترت پيامبر خدا و نزديکان آن حضرتيم ، ما اهل بيت
پاک پيامبريم ، ما يکی از دو وزنه بزرگ هستيم که پيامبر خدا ما را دومين کتاب
خدا قرار داده است ، همان کتابی که در آن تفصيل هر چيز موجود است و باطل در آن
راه ندارد، همان قرآنی که در تفسيرش به ما اعتماد شده است و ما در تفسير و
تأويلش درمانده نخواهيم شد، بلکه در تفسير از حقايق قرآن پيروی مي کنيم . ای مردم ،
از ما فرمان بريد، زيرا که اطاعت ما بر شما فرض است ، چون اطاعت ما مقرون به
طاعت خدا و رسول است .
بحار الانوار، ج ,44 ص (205 )
59.شخصی گفت : ای پسر پيامبر خدا (ص )، پدر و مادرم به فدايت ، شناسايی خداوند
چيست ؟ حضرت فرمود: شناسايی خدا به اين است که مردم هر عصری امام واجب
الاطاعه خود را بشناسند.
بحار الانوار، ج 5، ص (312 )
60.اجرای اوامر الهی و احکام اسلام تنها بايستی به دست ما علمای ربانی که بر حلال و
حرامش امين گشته ايم سپرده شود.
بحار الانوار، ج ,97 ص (80 )
61.پروردگارا، تو مي دانی که ما به خاطر هوس سلطنت يا به منظور تصفيه حسابهای شخصي ،
عليه حکومت بني اميه قيام نکرده ايم ، بلکه بدان جهت قيام کرده ايم که مظاهر دينت
را به مردم نشان دهيم و در سرزمينت اصلاحی کرده باشيم ، تا در پناه دين ، بندگان
ستمديده ات بيارامند و به فرايض و سنن و احکامت عمل شود. ای مردم ، بدانيد
که اگر شماها ما را ياری نکنيد و درباره ما انصاف ندهيد، ستمگران بر سرتان مسلط
خواهند شد و در خاموش کردن نور پيامبرتان خواهند کوشيد. خداوند برای ما پشتيبان
محکمی است ، بر او تکيه مي کنيم و به درگاهش زاری مي نماييم ، و بازگشت ما به سوی
اوست .
بحار الانوار، ج ,97 ص (80 )
62.سپاس به درگاه خداوندی که آنچه خواهد، انجام گيرد و نيرويی نيست مگر آن که
قائم به ذات احديت اوست . همان گونه که گردنبند به گردن دختران جوان افتاده
است ، مرگ نيز گريبانگير فرزندان آدم است . آن چنان که يعقوب شوق ديدار يوسف
داشت ، من نيز به شدت اشتياق ديدار پدران و گذشتگانم دارم . دست تقدير الهی
برای من قتلگاهی برگزيده است که بايد به ديدار آن بشتابم . مي بينم که به همين
زوديها گرگهای گرسنه "نواويس " و "کربلا" مرا در محاصره انداخته ، بند بند اعضای
بدنم را از هم جدا مي کنند و عطش درونی خود را با کشتن من فرومي نشانند. از چنين
روزی که قلم تقدير بر آن گذشته است ، تدبير و راه فراری نيست . ما اهل بيت به
آنچه خداوند راضی باشد، رضايت داريم . بر اين بلا که برای ما خواسته است ، صبر
مي نماييم ، البته او نيز پاداش صابران به ما عطا خواهد فرمود. ما پاره های تن
پيامبريم و پاره تن پيامبر از او جدا نمي شود. ما در بهشت ، دور و بر پيامبر گرد
خواهيم آمد و با رفتن ما چشم پيامبر روشن شده ، وعده هايی که داده شده است ، عملی
مي گردد. اينک در ميان جمع ما هر کس جان در کف آماده شهادت است و خود را
برای مرگ و ملاقات الهی مهيا ساخته ، به همراه ما کوچ کند که فردا صبح به ياری
خدا من حرکت مي کنم .
بحار الانوار، ج ,44 ص (366)
63.مردم ، بدانيد که دنيا خانه ای است فنا شدنی و زوال پذير.
ناسخ التواريخ ، ج 6، جزء 2، ص (243 )
64.من که يارانی باوفاتر و نيکوتر از ياران خود سراغ ندارم ، و نيز از اهل بيت خود
خاندانی بهتر و مهربانتر نمي شناسم ، به پاس نيکيهايی که در حق من داريد، خداوند
به شماها بهترين پاداش عطا فرمايد.
بحار الانوار، ج ,44 ص (392 )
65.خداوند رتبه ها و منزلهای عالی را به خاطر صبری که بندگان در مقابل تحمل
ناملايمات به خرج دهند، به آنان عنايت مي فرمايد.
بحار الانوار، ج ,45 ص (90 )
66.تلخ و شيرين دنيا همه اش خواب و خيالی بيش نيست ، و جای بيداری و
هوشياري ، جهان ديگر است و کسی رستگار خواهد بود که در آن جهان رستگاری يابد و
بيچاره آن کس که در آن سرا شقاوت يابد.
بحار الانوار، ج ,45 ص (91 )
67.سپاس خداوندی را که دنيا را آفريد و آن را خانه ای فانی و زوال پذير قرار داد،
خانه ای که هميشه رنگ به رنگ شده ، دستخوش حوادث و تغيير و تحول است و
ساکنانش را از حالتی به حالتی سير مي دهد. بيچاره آن کس که فريب زرق و برق
اين دنيا را بخورد و بدبخت کسی که دل به زندگی زوال پذيرش ببندد.
بحار الانوار، ج ,45 ص( 5)
68.نه ، به خدا سوگند همچون افراد خوار و ذليل دست به اين مردم نخواهم داد و همانند
بردگان برای آنان با بيعتم اقرار به بردگی نخواهم نمود. ای بندگان خدا، پناه
مي برم به پروردگارمان خدا از اين که مي خواهيد مرا هدف تير و نيزه های خود قرار
دهيد. از دست سرکشان عاصی که به روز قيامت ايمان ندارند به خداوند پناه مي برم .
بحار الانوار، ج ,45 ص( 7)
69.ای بزرگ زادگان ! صبر و بردباری به خرج دهيد که مرگ جز يک پل نيست که شما را از
سختی و رنج عبور داده ، به بهشت پهناور و نعمتهای هميشگی آن مي رساند، کيست که
نخواهد از زندانی به قصری انتقال يابد. و برای دشمنان شما درست به عکس است که
مرگ برای آنان مثل آن است که از کاخی به زندان و شکنجه انتقال پيدا کنند. پدرم
از پيامبر خدا (ص ) برای من نقل نموده است که مي فرمودند: "دنيا برای مؤمن همانند
زندان و برای کافر همانند بهشت است ". مرگ پلی است که عده ای را عبور داده ، به
بهشتشان مي رساند و جمعی را عبور داده ، به جهنمشان مي رساند. آري ، نه دروغ شنيده ام
و نه دروغ مي گويم .
بحار الانوار، ج ,44 ص (297 )
70.به شما هشدار مي دهم اين يزيد حرام زاده پسر زنازاده مرا در سر دوراهی قرار داده
است : يا شمشيرکشی يا ذلت بيعت با او. اما داشته باشيد که ذلت از ساحت قدس ما به
دور است . خدا و رسول خدا و مؤمنان و آن دامنهای پاکی که ما را پرورده و آن
دودمان شريف و آن ذلت ناپذيران عزتمند و آن نفسهای با عزت نياکان ما قبول
ندارند که ما پيروی و فرمانبرداری از اين افراد پست را بر مرگ با عزت ترجيح
دهيم .
بحار الانوار، ج ,45 ص (83 )
71.هر کس که رضايت الهی را با غضب مردم بخرد، خداوند او را از مردم بي نياز .
سازد، و هر کس رضايت مردم را با غضب الهی بخرد، خداوند او را نيازمند مردم
سازد، والسلام .
بحار الانوار، ج ,78 ص (126 )
72.بهترين ثروت آن است که انسان به وسيله آن آبروی خود را حفظ نمايد.
بحار الانوار، ج ,44 ص (195 )
73.گواهی مي دهم که من از راه تکبر و خودخواهی و يا به قصد فساد و ستمگری بر ضد
حکومت بني اميه قيام نکرده ام . خروج و قيام من تنها برای اصلاح طلبی در امت جدم
است . اراده امر بمعروف و نهی از منکر دارم و مي خواهم به روش جدم و پدرم علی
بن ابيطالب (ع ) رفتار کنم . هر کس از راه حق و حقيقت مرا پذيرفت ، طرف حسابش
حق متعال است ، و هر کس که قيام مرا مردود دانست ، من در راه هدف خود ثابت
قدم و شکيبا هستم ، تا اين که خداوند ميان من و اين ملت به حق و حقيقت قضاوت
فرمايد، که او بهترين قاضيان است .
بحار الانوار، ج ,44 ص (329 )
74.اما بعد چنان تصور مي کنم که اصلا دنيايی به وجود نيامده و آخرت سرايی است
بي زوال و جاويد.
بحار الانوار، ج ,45 ص (87 )
75.به خدا سوگند که احدی امام و رهبر جامعه نيست مگر آنکه از روی کتاب خدا
حکومت کند، عدالت را برپا داشته ، پايبند دين حق بوده و خودش را براي خدا به
اينها پايبند مي داند، والسلام .
بحار الانوار، ج ,44 ص (334 )
76.هر کس حق بندگی خدا را به جای آورد، خداوند بيش از آنچه آرزو داشته و بيش از
حد کفايتش به او عطا خواهد فرمود.
بحار الانوار، ج ,71 ص (184 )
77.همنشينی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبيني
مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (122 )
78.هر کس نزد ما آيد، حداقل يکی از اين چهار خصلت را خواهد يافت : برهانی متين
مي شنود، از قضاوتی عادلانه برخوردار مي گردد، با برادری سودمند و پرفايده روبرو
خواهد شد و ثواب همنشينی با علما هم خواهد برد.
بحار الانوار، ج ,44 ص (195 )
79.به مردی که نزد حضرتش غيبت ديگری را مي کرد، فرمود: "ای مرد، دست از غيبت
بردار، زيرا غيبت خوراک ( نان خورش ) سگان جهنم است ".
بحارالانوار، ج ,78 ص (117 )
80.استدارج و غافلگير ساختن خداوند بندگانش را، بدين طريق است که نعمتهای خود را
پی در پی بر او فرو ريزد و نعمت سپاسگزاری را از او سلب نمايد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (117 )
81.بخيل آن که در سلام کردن بخل ورزد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (120 )
82.حضرت به فرزندش علی فرمودند: فرزندم بترس از ستم
نمودن به کسی که به غير از خدا در مقابل تو ياوری ندارد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (118 )
83.مردی از انصار خدمت حضرتش آمد که چيزی از او درخواست نمايد. حضرت به او
فرمود: "ای برادر انصار، خويشتن را از ذلت درخواست حفظ کن و احتياج خود را در
رقعه ای از کاغذ بنويس که انشاء الله چيزی از ما دريافت خواهی نمود که شاد شوي ".
سپس مرد انصار برای حضرت نوشت : "يا اباعبدالله ، فلان شخص پانصد دينار از من
طلب دارد که بر من اصرار بسيار مي ورزد، با او صحبت بفرماييد که تا چيزی دستم
مي آيد به من مهلت دهد". همين که جضرت رقعه او را خواند، وارد منزل شد و کيسه ای
بيرون آورد که مبلغ يک هزار دينار در آن بود، حضرت به او فرمود از پانصد دينار
آن بدهي ات را بپرداز و با پانصد دينار باقی مانده ، امور زندگيت را رو به راه
کن ، و هيچ گاه انتظار رفع نيازمندی نداشته باش مگر از سه کس : مردی با ايمان و
متدين ، يا شخصی جوانمرد، يا مردی شريف و دارای اصل و نسب . اما مرد با دين و
ايمان از ترس دينش تو را نااميد نمي سازد. اما شخص جوانمرد، او نيز از جوانمردی
خود حيا مي کند که تو را رد نمايد. و اما افراد اصيل و نجيب مي دانند که تو برای
برآمدن نيازت آبروی خويش را در گرو احسان او گذاشته اي ، نجابت او نمي گذارد که
دست خالی برگردی و روی تو را به زمين نخواهد انداخت ".
بحار الانوار، ج ,78 ص (118 )
84.از نشانه های قبولی بنده در پيشگاه خداوندی آن است که همنشينی خردمندان گزيند و
از نشانه های جهل و ناداني ، گلاويز شدن با برادران دينی است و از نشانه های عالم
آن است که گفتار خود را خوب بسنجد و بررسی نمايد و از حقايق علوم و فنون نظری
آگاه باشد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (119 )
85.حذر کن از مواردی که بايد عذرخواهی کني ، زيرا مؤمن نه کار زشتی انجام مي دهد و نه
به عذرخواهی مي پردازد، اما منافق همه روزه بدی مي کند، و به عذرخواهی مي پردازد.
بحار الانوار، ج ,78 ص (120 )
86.کسی که از تو حاجتی خواسته است ، آبروی خود را با درخواست از تو ريخته است ، تو
ديگر با رد کردن او، آبروی خود را نريز.
بحار الانوار، ج ,44 ص (196 )
87.هر کس ما را برای خدا دوست بدارد، روز قيامت ما و او همراه يکديگر اين طور بر
پيامبران وارد خواهيم شد، و انگشتان خود را جفت کرده ، اشاره فرمود و هر کس که
برای دنيا ما را دوست داشته باشد، تنها در اين دنيا است که خوب و بد با هم
مي باشند.
بحار الانوار، ج ,27 ص (84 )
88.کسی که در امری نظر ندارد، و راه و چاره کار را نمي داند، کليد گشايش کارش مدارا
و نرمش است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (128 )
89.شيعيان ايتام آل محمدند، هر کس يتيمی از ما را که در اثر غيبت و استتار ما
دستش از ما بريده است ، تحت کفالت خود گيرد و به ارشاد و هدايت او پردازد،
خداوند بزرگ درباره او خواهد فرمود: "ای بنده بزرگوار و فداکارم ، تو که درباره
مردم چنين گذشت و فداکاری مي نمايي ، من از تو بيشتر سزاوار کرم و گذشت مي باشم .
فرشتگانم ، در مقابل هر حرفی که تعليم نموده است ، در بهشت هزار هزار کاخ به ضميمه
نعمتهای ديگری که شايسته اوست ، برايش مقرر داريد".
بحار الانوار، ج 2، ص( 4)
90.اگر شناختن و ارج نهادن به حقوق برادران دينی نمي بود، مردم در برابر تمامي
گناهانشان عقوبت مي شدند، ولی خداوند به پاس حق شناسی افرادی فرموده است : "هر
مصيبتی که به سرتان آيد، در اثر اعمال خودتان است و خداوند از بسياری از گناهان
شما در مي گذرد".
بحار الانوار، ج ,75 ص (415 )
91.مردی به حضرتش گفت : يا ابن رسول الله من شيعه شما هستم ! حضرت فرمود: .
ای مرد از خدا بترس و ادعا مکن چيزی را که خداوند تکذيب نمايد و بر ادعايت
گناهکارت شمارد. شيعيان ما کسانی خواهند بود که قلبشان پاکيزه از غل و غش و
خيانت باشد، لکن تو مي توانی ادعا کنی که از علاقه مندان و دوستداران ما هستي .
بحار الانوار، ج ,68 ص (156)
92.برادران چهارگونه هستند: برادری که هم در فکر توست و هم در فکر خويشتن ، برادري
که در دوستی با تو تنها در فکر توست ، برادری که هميشه در فکر زيان رساندن به تو
است ، برادری که نه در فکر سود خويشتن و نه در فکر سود تو است . از حضرتش تفسير
اين مطلب را خواستند. در پاسخ فرمودند: اما آن برادر که هم در فکر خويشتن و هم
در فکر تو است ، برادری است که در دوستيش با تو کاری مي کند که دوستی هميشه
برقرار باشد و رشته برادری بريده نشود، اين برادر هم به سود خود کار کرده ، هم به
سود تو کار مي کند، زيرا اگر برادری تمام و کمال باشد، هر دو طرف زندگی خوشی را
در کنار هم خواهند گذراند، ولی اگر برادری دارای تناقض باشد، هر دو از هم سرد
خواهند شد و برادری به هم مي خورد. اما آن برادری که تنها در فکر سود رساندن به
تو است ، اين شخص در دوستی تو از حالت طمع به حالت علاقه و محبت رسيده ، به
هنگامی که با تو از در دوستی وارد مي شود، طمع دنيايی نسبت به تو ندارد و نسبت
به تو از هيچ چيز خود دريغ نخواهد داشت . اما آن برادر که هميشه در فکر زيان
رساندن به تو است ، دشمنی است که در لباس دوستی هميشه در کمين تو است تا در
فرصتی تو را هدف قرار دهد، و با زبردستی اغراض پليد خود را از تو پنهان
مي سازد، در ميان مردم به تو دروغها مي بندد و با نظر حسادت به تو مي نگرد، پس
لعنت خدای يکتا بر او باد. اما آن برادری که نه به حال خويشتن سودمند است و نه
به حال تو، کسی است که خداوند او را سر تا پا حماقت آفريده ، تا مي توانی از چنين
دوستان ابلهی فاصله بگير، زيرا اين گونه افراد هميشه در فکر برتري جويی بر تو
هستند و از راه حرص و بخل در طلب چيزهايی که تو داری مي باشند.
بحار الانوار، ج ,78 ص (119)
93.به شخصی فرمود: کدام دفاع در نظر تو بيشتر خوشايند است ؟ از يک طرف مردي
ستمگر مي خواهد مسکينی ناتوان را بکشد، از سويی ديگر شخصی ناصبی و دشمن ما اهل
بيت مي خواهد مؤمن ناتوانی از شيعيان ما را گمراه کند. آيا به نظر تو نجات آن
مسکين از چنگال ستمگر قاتل بهتر است يا نجات مؤمن شيعه به وسيله بحث و استدلال از
دست آن ناصبی گمراه کننده ؟ سپس حضرت خود فرمودند: آري ، نجات دادن مؤمن ناتوان
از دست آن ناصبی و دشمن اهل بيت بهتر است ، زيرا خداوند بزرگ مي فرمايد هر کس
انسانی را زنده کند، همانند آن است که تمامی مردم را زنده کرده است ، يعنی هر
کس انسانی را با ارشاد از کفر به سوی ايمان احيا نمايد، مانند آن است که تمام
مردم را احيا نموده است و از شمشير ستمگران رهايی داده است .
بحار الانوار، ج 2، ص( 9)
94.برای پادشاهان بدترين صفت آن است که از دشمن بترسد، بر ضعيفان سنگدل باشد و به
هنگام عطا بخل ورزد .
بحار الانوار، ج ,44 ص (189)
95.در کاری که از طاقتت برون است ، خويشتن را به زحمت نينداز .
اعيان الشيعه ، ج 1، ص (621)
96.در پی چيزی که بدان نمي رسی مرو .
اعيان الشيعه ، ج 1، ص (621)
97.همان اندازه که سود مي بری خرج کن .
اعيان الشيعه ، ج 1، ص (621)
98.بيش از کارکرد خود انتظار پاداش نداشته باش .
اعيان الشيعه ، ج 1، ص (621)
99.برای هيچ نعمتی به جز نعمت فرمانبرداری خدا شاد نشو .
اعيان الشيعه ، ج 1، ص (621)
100.هيچ امری را نپذير مگر آنکه خودت را شايسته آن بدانی .
اعيان الشيعه ، ج 1، ص (621)
101.برای پادشاه دارويی را توصيف نکن ، زيرا اگر آن دارو به حالش سودمند باشد از تو
سپاسگزاری نخواهد کرد، اما اگر زيانی از آن ببيند تو را متهم خواهد ساخت .
بحار الانوار، ج ,78 ص (127)
102.جمعی نزد آن حضرت از عذرخواهی عبدالله بن عمرو بن عاص از شرکت در جنگ صفين
ياد مي کردند که حضرت فرمود: چه بسا گناهانی که بهتر است از عذرخواهی نسبت به
آن .
بحار الانوار، ج ,78 ص (128)
103.ثروتی را که داری اگر به مصرف خودت نرسانی ثروت مال تو نيست ، تو از آن ثروت
هستي ، بنابر اين به ثروت خودت امان مده و گرنه او به تو امان نخواهد داد
و پيش از آنکه ثروت ، تو را به مصرف خود برساند تو آن را به مصرف خويشتن
برسان .
بحار الانوار، ج ,78 ص (127)
104.هر کس عطای تو را بپذيرد، در کرم و سخاوت ياريت نموده است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (127)
105.راستگويی موجب سرافرازی است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
106 .دروغگويی نشانه عجز و ناتوانی است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
107.اسرار ديگران نزد شما امانت است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
108.همسايگی نوعی قرابت و خويشاوندی است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
109.کمک به ديگران نشانه صداقت است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
110.کار به انسان تجربه مي آموزد .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
111.اخلاق نيکو عبادت شمرده مي شود .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
112.سکوت زينت بخش آدمی است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
113.حرص و آز نوعی فقر روانی است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
114.سخاوت و بخشش نوعی بي نيازی است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
115.مدارا با ديگران از خردمندی است .
تاريخ يعقوبي ، ج 2، ص (246)
116.روزی حضرت اين نصيحت را به ابن عباس فرمودند: درباره چيزی که برايت اهميت
ندارد سخن مگو زيرا در اثر سخن بيهوده مي ترسم به گناه بيفتي ، و نيز بيمورد سخن
مگو مگر آنکه بدانی سخن گفتن بجاست ، زيرا چه بسيار گوينده ای که سخن حق مي گويد
اما چون در جای خود نگفته است سخنش را عيب شمارند .
بحار الانوار، ج ,78 ص (127)
117.هرگز با دو کس به گفتگو و مجادله مپرداز: يکی با افراد حليم و بردبار، ديگری با
افراد نادان و سفيه ، زيرا افراد حليم با حلم و بردباری بر تو چيره گردند و افراد
سفيه آزارت خواهند داد .
بحار الانوار، ج ,78 ص (127)
118.. درباره برادر مؤمنت پشت سر سخنی بگو که دوست داری او پشت سر تو بگويد .
بحار الانوار، ج ,78 ص (127)
119.مرگ با عزت بهتر است از زندگی با ذلت .
بحار الانوار، ج ,44 ص (192)
120.تجربيات مداوم بر عقل و شرف و تقوای انسان بيفزايد .
بحار الانوار، ج ,78 ص (128)
121.قناعت موجب آسايش بدنها است .
بحار الانوار، ج ,78 ص (128)
122.از حضرت پرسيدند چرا خداوند روزه را بر بندگانش واجب فرموده است ؟ فرمودند:
" برای آنکه ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به مستمندان بخشش نمايد " .
مناقب آل ابي طالب ابن شهر آشوب ، ج 4، ص (68)
123.از حضرتش پرسيدند: فضيلت چيست ؟ فرمودند: " عنان زبان در کف اختيار داشتن و
بذل نيکی ". از حضرتش پرسيدند نقصان کدام است ؟ فرمودند: " خويشتن را در کار
بيهوده به زحمت افکندن ".
مستدرک الوسايل ، ج 9، ص (24)
124.از حضرتش پرسيدند که آيا جهاد سنت است يا فريضه ؟ فرمودند: جهاد بر چهار گونه
است ، دو نوع آن فريضه است و يک نوع جهاد سنتی است که جز با امام ، واجب الطاعة
نخواهد شد، و يک نوع ديگر جهاد نيز سنت است : اما يک نوع از آن دو نوع جهاد
فريضه ، جهاد انسان است با خويشتن که در برابر گناهان بايد انجام دهد و اين نوع
جهاد از بزرگترين انواع جهاد به شمار مي رود. نوع دوم از جهاد فريضه جهاد و جنگ
با کفار کشورهای همسايه است . اما آن جهاد که سنت است و جز با امام انجام
نخواهد گرفت ، عبارت است از جنگ با دشمن که بر تمامی امت واجب است که اگر
مردم جهاد را ترک کنند، دچار عذاب خواهند شد و اين همان عذابی است که امت
دچار آن هستند و اين جهاد بر امام سنت است ، بدين ترتيب که با امت به سوی
دشمن لشکرکشی نمايد و با آنان بجنگد. اما قسم چهارم جهاد که سنت است عبارت
است از هر سنت پسنديده ای انسان بر پا دارد و در راه به پا داشتن و تکميل و
احيای آن بکوشد و جهاد نمايد و جهاد در اين راه از بهترين شمرده مي شود، زيرا اين
نوع جهاد احيای سنت است که در اين باره پيامبر خدا (ص ) فرموده اند: هر کس
سنت پسنديده ای ايجاد نمايد، روز قيامت خداوند به او پاداش خودش و پاداش
کسانی را که بدان سنت عمل کنند خواهد داد، بدون آن که از پاداش عمل کنندگان
چيزی کاسته شود .
تحف العقول ، ص (243)
125.ای پسر آدم ، تو روزگارانی بيش نيستي ، هر روز که بگذرد جزيی از وجود تو بوده که
رفته است .
ارشاد القلوب ، ص (40)
126.کتاب خداوند بزرگ دارای چهار جنبه است : جنبه عبارت ، جنبه اشاره ، جنبه لطايف
و جنبه حقايق . جنبه عبارتی آن مربوط به مردم عامی است . جنبه اشاره آن مربوط به
خواص است ( که از اشارات قرآن چيزهايی درک مي کنند ). جنبه لطايف آن مربوط
به اوليای خدا است که آنان مي توانند پی به لطايف و دقايق قرآن ببرند. جنبه
حقايق که اين جنبه مخصوص پيامبران است که آنان حقايق قرآن را درک مي نمايند .
جامع الاخبار صدوق ، ص (47)
127.هر کس به خاطر مصايب ما اهل بيت قطره اشکی از چشم خود سرازير کند و يا اشک
در چشمانش حلقه زند خداوند به وسيله آن اشک او را از عذاب حفظ نموده در بهشت
جای دهد .
بحار الانوار، ج ,44 ص (279)
128.گريستن چشمان و ترس دلها رحمتی از جانب خدايتعالی است .
مستدرک الوسائل ، ج ,11 ص (245)
129.فرمودند: هر کس در صدد عيب جويی ديگران نباشد، هميشه به فکر آن است که برای عيب
ديگران عذری توجيه نمايد .
نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص (80)
130.در راه حق و هدايت بر ناملايمات صبور باش و از شيرينی لذتها و هوسهای نفساني
درگذر .
نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص (85)
131.ابان بن تغلب گويد: امام شهيد حسين (ع ) فرمود هر کس ما را دوست بدارد از ما
اهل بيت شمرده خواهد شد. گفتم : از شما اهل بيت ؟ فرمودند: آري ، از ما اهل بيت .
و اين جمله را سه بار تکرار نموده ، سپس فرمود: آيا گفته بنده صالح ( حضرت
ابراهيم در قرآن ) را نشنيده ای که مي گويد: " هر کس از من پيروی نمايد، از من
است " .
نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص (40)
132.برای پيران زشت تر از آن نيست که هوسرانی کنند .
کفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، ص (233)
133.و برای پادشاهان زشت تر از آن نيست که سختگيری نمايند .
کفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، ص (233)
134.و برای افراد نجيب زشت تر از دروغگويی چيزی نيست .
کفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، ص (233)
135.برای علما زشت تر از حرص و آز چيزی نيست .
کفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، ص (233)
136.اميرالمؤمنين (ع ) از فرزندش حسين (ع ) پرسيد: فرزندم بزرگواری در چيست ؟ حضرت
در پاسخ پدر گفت : نيکی نسبت به فاميل و به دوش گرفتن بار خسارات آنان .
بحار الانوار، ج ,78 ص (102)
137.بي نيازی در چيست ؟ فرمود: در کاستن آرزوهايت و به قدر کفايت راضی بودن .
بحار الانوار، ج ,78 ص (102)
138.فقر و نيازمندی در چيست ؟ فرمود: در طمع و نااميدی .
بحار الانوار، ج ,78 ص (102)
139.پستی در چيست ؟ فرمود: پستی انسان در آن است که خويشتن را حفظ نمايد و عيال
خود راتسليم ناملايمات و خطرها کند .
بحار الانوار، ج ,78 ص (102)
140.حماقت در چيست ؟ فرمود: حماقت در آن است که انسان با فرمانده خود به دشمني
برخيزد ويا با قويتر از خود که قدرت زيان زدن و سود رساندن به او دارد درافتد .
بحار الانوار، ج ,78 ص (102)
141.شخصی به امام حسين (ع ) گفت : خانه ای ساخته ام ، دوست دارم وارد اين خانه شويد و
برايم دعا کنيد. حضرت وارد خانه شد و نگاهی به آن انداخت و فرمود: " خانه
خودت را ويران ساخته ، به آبادی خانه ديگری پرداخته اي ، در نتيجه مردم زمين
عزيزت مي پندارند، در حالی که ساکنان ملأ اعلی تو را دشمن دارند ".
مستدرک الوسايل ، ج 3، ص (467)
142.قرآن ظاهری بس زيبا و باطنی بس عميق دارد .
جامع الاخبار صدوق ، ص (47)
143.در محضر حضرتش سخن از عقل و درايت معاويه رفت . فرمودند: " جز با پيروی از حق
عقل انسان کامل نخواهد گشت ".
بحار الانوار، ج ,78 ص (127)
144.هر کس با ما دشمنی کند با رسول خدا (ص ) دشمنی مي کند .
احقاق الحق ، ج ,11 ص (592)
145.از حبيب ابن مظاهر اسدی روايت شده است که از حضرت حسين عليه السلام پرسيد:
شما خاندان پيش از آنکه خداوند آدم را بيافريند چگونه بوديد؟ فرمودند: " همانند
نورهايی بوديم که اطراف عرش الهی سير مي کرديم و فرشتگان را درس تسبيح و تهليل
و تحميد مي آموختيم ".
بحار الانوار، ج ,60 ص (311)
146.فرمودند: از خاندان ما دوازده امام مهدی است که اول آنان اميرالمؤمنين علی ابن
ابيطالب و آخر آنان ، نهمين فرزند من است که امام قائم به حق است و خداوند به
وسيله او زمين را پس از آن که ( در اثر ظلم و ستم ) مرده است ( با عدل و داد )
زنده خواهد فرمود و دين را که مهجور گشته بر اديان ديگر برتری داده ، حق را آشکار
خواهد نمود. مهدی دارای غيبتی طولانی خواهد بود که در اثر آن اقوامی راه ارتداد
و کفر در پيش خواهند گرفت و جمعی بر دين ثابت خواهند ماند و اين افراد
ثابت قدم مورد آزار قرار خواهند گرفت و به آنان خواهند گفت : وعده ظهور
امامتان چه وقت است اگر راست مي گوييد؟ ولی بدانيد آن افراد که در دوران
غيبت او بر آزار و تکذيب مردم صبر کنند در اجر و پاداش همانند افرادی مجاهد
هستند که در رکاب رسول خدا با شمشير جهاد مي نموده اند .
بحار الانوار، ج ,51 ص (133)
[+]
نوشته شده توسط مجنون الحسین عليه السلامدر 11:35 قبل از ظهر
|
|
سبز سبزم ریشه دارم

زندگانی امام حسين (ع )
دومين فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت
فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحی و ولايت چشم به جهان گشود.
چون خبر ولادتش به پيامبر گرامی اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه
را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه ای سپيد (2) (س ) آمد و اسما
پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ
(3) او اقامه گفت .
به روزهای اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحی الهي ، جبرئيل ، فرود آمد
و گفت :
سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير)
چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)
برای موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي .
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، برای دومين فرزند فاطمه
(س ) انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای
کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه
(7) نقره صدقه داد.
[+]
نوشته شده توسط مجنون الحسین عليه السلامدر 11:38 قبل از ظهر
|
|
سبز سبزم ریشه دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
1.قران سبب هدایت مردمان است و معجزه خاتم پیغمبران و موجب امتیاز حق از باطل است و حسین بن علی سبب هدایت به سوی ایمان و نشانه ای از ایات رحمان و موجب امتیاز حق از باطل است
4.قران معجزه است به فصاحت و اسلوب معانیش و حسین معجزه است به سر و بدن و خون و خاکش 5.قران همیشه تازه است و کهنه نمی شود وهرچه تکرار کنند ملال نمی اورد و حسین ذکر مصیبتش همیشه تازه است و ملال نمی اورد 6. قران تلاوتش عبادت و شنیدنش عبادت و نظر به سوی ان عبادت است و حسین مرثیه گفتن برای او عبادت و شنیدنش عبادت و نشستن در مجلس عزایش و حزن براو و گریه براو و گریانیدن و تشبه بگریه کننده گانش همه عبادت است
7.قران احکام چندی دارد چون وجوب احترام و ترک هجران و اینکه بدون وضو نیاد بهش دست گذاشت و اینکه ان را خرید و فروش نکنند (خرید و فروش قران حرام است) و حسین را نیز احکامی هست موافق ان و لکن به ان عمل نکردند بلکه هتک حرمتش کردند و او را به خاک و خون الودند و دین خود را به قتل او فروختند و در عوض درهم و دینارگرفتند و به خیال حکومت ری که هرگز به دستشان نرسید این کار بزرگ را مرتکب شدند
8.قران مشتمل است بر داستان ها و احوالات انبیا و بیان انچه که به انها رسیده و حسین ایت ان قصص و حالات است بالعیان
9.قران ایاتش به حسب ظاهر شش هزار ششصد و شصت ایه است و حسین زخمهای بدنش به منزله ایه است و به روایتی چهار هزار بوده و اگر زخم بر زخم نیز بشمارند و زخم های سم اسبان را نیز ملاحظه نمایید به همان ایات قرانی رسد
10.قران شامل چهار قسمت است 1=طُولٌ:یعنی سوره های طولانی 2=میین : که هر صد ایه را گویید 3. مثانی: که از میین کوتاه ترند 4.مفصل : که بعد از سوره محمد هستند بنابر روایت و حسین نیز بر چهار قسمت شد 1. سرش به نیزه ها بسفر شام رفت 2. جسد در کربلا روی خاک ها 3. خونش بر بال مرغان و قسمتی بر بال ملایکه 4.و کوچکترین اعضای بدنش متفرق در صحراها 11. قران شفا و رحمت است برای مومنین و حسین شفا است از مرضهای باطنی و تربتش شفاست از مرضهای ظاهری و او رحمت است از برای مومنین که بیشترفوزه های ایشان به ان جناب است 12.در قران دوایه مهم بنام ایه الکرسی و ایه نور وجود دارد و در حسین وجود دارد کرسی که معدن علم خداوند استو در او نوری است که هرگز خاموشنشود در ظلمت شب و نه در خاک وخون 13.قران حکیم است که معالجه میکند قلوب را به هدایت و حسین حکیم است که معالجه کرد جمعی را به هدایت و جمعی را به شفاعت 14.قران ذکر است از برای مومنین و حسین ذکر بود از برای پیغمبر درتمام مدت عمرش و از برای مومنین نیز
2.قران در لیله القدر نازل گردید و شب ولادت حسین بن علی مانند شب قدر ملايـکه نازل شدند به امر الهی و روح امین سلام و تهنیت از جانب خدا اورد
3.قران شفاعت کننده است از برای کسانی که تلاوت ان را نمایند ومداومت کنند و حسین شفیع است کسانی را که او را زیارت کنند یا بر او گریه کنند
[+]
نوشته شده توسط مجنون الحسین عليه السلامدر 12:43 بعد از ظهر
|
|
سبز سبزم ریشه دارم
" لحظه ی وداع سکینه با امام حسین علیه السلام "
هنگامی که امام حسین علیه السلام تمامی یاران خود را از دست داد با اهل بیت خویش وداع کرد قصد عزیمت به میدان را گرفت و به سوی خیمه ها رفت و از خانواده ی خویش خداحافظی کرد و در این هنگام ناگهان صدای شیون کودکی را شنید که با ناله به طرف وی میرفت / او سکینه بود که به امام حسین گفت : پدر آیا برای مرگ تسلیم شده ای ؟ امام حسین علیه السلام فرمود چگونه تسلیم نشوم در حالی که دیگر هیچ یار و یاوری ندارم . بعد از فوت امام حسین علیه السلام بدترین شرایط برای یتیمان امام حسین علیه السلام همچون رقیه و سکینه بود . شعر زیر زبان حال رقیه ی امام حسین علیه السلام را بیان میکند :

تو خرابه تك و تنها............... دختري شبيه زهرا................توي چشماش پر اشكو
روي پاهاش سر بابا.............زير لبهاش گله داره ...............گله از قافله داره
دست لرزون ، سر پر خون..............كف پاش آبله داره......بس كه زلفاش پريشونه
لابه لاش مي شكنه شونه.........محرماش بگن رو موهاش.....گل سر يا لخته خونه؟
چي ميگه من نمي دونم..........شايد از لباش بخونم.......آره انگار كه مي خونه:
بابا جون كو عمو جونم............... بابا جونم ، بابا جونم.........نمي دونم ، نمي دونم
كه بيام با تو يا اينكه................پيش عمه جون بمونم............شب غم مونده به يادم
كه من از ناقه فتادم.............دشمنو ديدم و گفتم ............عمو جون برس به دادم
ديگه از كف رفته چاره.................لباسم پاره ي پاره .......دختري مي گفت به باباش
بابا! اين، بابا نداره ..................................................................بابا! این بابا نداره ...
[+]
نوشته شده توسط مجنون الحسین عليه السلامدر 11:9 قبل از ظهر
|
|

براي تبادل لينک ابتدا لينک ما را با نام غريب
مادر ،در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.